یلدایلدا، تا این لحظه: 11 سال و 3 ماه و 25 روز سن داره

عشق مامان وبابا

کادو روز دخترت

       السلام علیک یافاطمه معصومه     عزیز دلم خیلی دلم میخواد تموم دنیــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــا را به   پات بریزم ولی گلم وقت کم بود ومامان خیلی وسواسی واسه         انتخاب لباس برات. برا همین بعد از این همه چرخیدن چون شما   خسته شدی وبرا اینکه اذیت نشی  برات این لباس را خریدم  انشالله   خوش ات بیاد وبه سلامتی بپوشی گلـــــــــــــــــم ...
27 شهريور 1392

تاسانه

 نمی دونم کسی این رسم را تو شهرشون دارن یا نه :ما اهل اصفهانیم برای همین وقتی باردار   هستیم خانواده خانمها یک سری از غذاهای بو دار یا به قول خودمون هوسانه را برای مادر طبخ میکنن   ولی درحد زیاد وبعد بین اقوام هم تقسیم میکنن چند تا از نمونه هاشو براتون عکس گرفتم ومیگذارم         اینم یک نمونه دیگه از عکسها ...
27 شهريور 1392

میدونم که مامانها خیلی ها دوس دارند عکسهای بچه هاشون را طراحی کنن

        طراحی عکس های کوچولو هامون  امروزه یکی از بخشهای زندگی ما   شده وهمه می خوایم عکسهای کوچولوهای شیرینمون خیلی قشنگ   بشه برا همین من برنامه فتوشین را پیشنهاد می کنم وچندنمونه   عکس هم گذاشتم براتون کار باهاش خیلی راحته امتحان کنید           ...
27 شهريور 1392

لب دریا

اینم بابا حمیدم که خیلی دوستش دارمــــــــــــــــــــــــ   لب دریا مامانم وبابام با ذوق هنری اشون اسمم را روی ماسه ها نوشتن وبا صدف تزیین اش کردن ولی من میخواستم بکنم دهنم   ...
25 شهريور 1392

شیرین کاری های یلدا

شیرین کاری های دختر گلم هر روز زیادتر وزیادتر میشه جدیدا یاد گرفته شست پاش را میخوره   ومن خیلی حرص میخورم که خدای نکرده مریض نشه روزی چند مرتبه دست وپاهاش را شست وشو   میدم ولی آخرش بازم می ترسم ...
25 شهريور 1392

تولد امیرحسین

عزیزم امروز تولد 5 سالگی امیر بود وتو هم علاقه عجیبی به امیر داری       اینجا عزیزم کیک تولد را آوردن ومن تا امدم ازت عکس بگیرم یک چیز   پیداکردی ودهنت گذاشتی عزیزم اینم عکس با سمانه جون که دختر عموی بابا حمیدته ولی با هم دوستیم بیشتر تا فامیل ...
25 شهريور 1392